دستهبندی: کتاب های عاشورایی


تاریخ امام حسین سیدالشهداء اثر عباس صفایی حائری
توضیحات
کتاب تاریخ سید الشهدا (علیهالسلام) شامل عناوین خواندنی و معتبر در مورد سر پنهان شدن فضائل اهل بیت، ولادت و نسب امام حسین، خبر دادن خدا و پیامبر و امیرالمؤمنین از شهادت امام حسین، رضایت پیغمبر و فاطمه به شهادت امام حسین، علت کمی روایت از امام حسین، لزوم وجود خلیفه در هر عصر و … می باشد.
عناوین اصلی کتاب شامل: پیشگفتار؛ مقدمهی مؤلف؛ سر پنهان شدن فضائل اهل بیت؛ ولادت و نسب امام حسین؛ خبر دادن خدا و پیامبر و امیرالمؤمنین از شهادت امام حسین؛ رضایت پیغمبر و فاطمه به شهادت امام حسین؛ علت کمی روایت از امام حسین؛ سر اعراض اهل سنت از امام حسین؛ صفات و ویژگیهای اخلاقی امام حسین؛ محبوبیت و موقعیت معاویه نزد اهل شام و علت آن؛ خلافت چیست؟ و خلیفه کیست؟ لزوم وجود خلیفه در هر عصر؛ نقشه معاویه برای استقرار سلطنت در اولاد خود و ولایت عهدی یزید؛ شخصیت یزید بن معاویه؛ عبدالله بن زبیر کیست؟؛ امام زمان در حرم حضرت مسلم؛ تعداد کشته شدگان از طرفین، و سر کم کردن محدثین شماره کشته شدگان اهل کوفه را؛ بنی امیه و روز عاشورا
کتاب تاریخ سیدالشهداء(علیهالسلام) تالیف آیتالله شیخ عباس صفایی حائری با نگاهی تاریخی به این بازهی زمانی نگریسته و با قلمی روان و فصلبندی مناسب به خوبی، نمایی روشن از این حادثه ارائه کرده است. این نوشتار علاوه بر تحلیل خوب زمینههای عاشورا، از برخی حیلهگریهای خلفای وقت و دشمنان اهلبیت علیهمالسلام پرده برداشته و نگاهی نو به روش مطالعه تاریخ اهل بیت علیهمالسلام مخصوصا تاریخ کربلا ارائه کرده است.
نویسنده با نکته سنجی و بر اساس گزارهها و دادههای تاریخی و با روش مقایسهای میان نقل قولها، سعی در ارائه تصویری روشن و درست از حادثهی عاشورا دارد. به عقیدهی مولف، تاریخ امام حسین علیهالسلام تاریخی مجهول و از تاریکترین ادوار و ازمنه بوده طوری که آن زمان را، عصری سراسر حقستیز دانسته که دشمنان به جعل اکاذیب و نشر احادیث باطل پرداختهاند این عصر از منظر کتاب به دلیل هجمهی سنگین تبلیغاتی بنی امیه و تقیهی شدید پیروان امام علیهالسلام ناگفتههایی دارد و سِرّ مخفی شدن فضائل امام حسین علیهالسلام نیز در همین نکته بوده لذا این موضوع، نیازمند دقت و موشکافی فراوان است.
برشی از کتاب تاریخ سید الشهدا:
گرفتارى هاى اهل كوفه، به خاطر بىوفايى به اهل بيت علیهمالسلام:
اگر اهل كوفه، از اين صفت ديرينه خويش دست بر مىداشتند و به امام حسن (علیهالسلام) كه همگى باميل و رغبت با او بيعت كرده بودند، وفادار مىشدند، هرآينه همين امام نيز چون پدرش بر معاويه مىتاخت و روز روشن را بر وى تاريك مىساخت. ولى با كدام لشكر و…؟! رؤساى لشكر، از معاويه پولهايى گرفتند و با او زد و بندهايى كردند، و حتّى حاضر شدند كه امام حسن(علیهالسلام) را به او تحويل دهند، و هر عشيره و قبيلهاى هم از رئيس خود اطاعت مىكند نه از امام. بنابراين، امام (علیهالسلام) چگونه مىتوانست با معاويه بجنگد؟ اگر مىجنگيد، منجر به نابودى او و اهل بيت و چند نفرى كه از شيعيان واقعى بودند، مىشد و اين، نهايت آرزوى معاويه بود. اهل كوفه، بىوفايى خود را مجدّدآ ثابت كردند و به همين خاطر امام (علیهالسلام) با معاويه صلح كرد و شرايطى را به ميان آورد. آنگاه از كوفه و اهلش دست شست و روى گرداند و همان گوشه حجاز (مدينه) را اختيار فرمود. پس امام حسن (علیهالسلام) به سبب رفتار گذشته آنان با پدرش و خودش، از آنان چشم پوشيد و رفت. اهل كوفه، با از دست دادن اهل بيت پيغمبر اكرم (صلیالهعلیهوآله) گرفتار سختى ها، شكنجهها و ظلم هاى عمّال معاويه شدند و به راستى كه همه چيز را از دست دادند و اين، نتيجه رفتار آنان با اميرالمؤمنين (علیهالسلام) و ناله و نفرين هاى آن امام مظلوم است. بايد به جاى آن سرور، «مغيرة بن شعبه» و «زياد بن ابيه» بالاى منبر روند، و آنها را ارشاد و هدايت نمايند و با تازيانه و شمشير خود ادب كنند.
نظرات
دستهبندی: کتاب های عاشورایی